رضایار
tomeh
طعمه:
بیا برگرد نگو دیگه قصد من بود
که دستای تو بشه از دست من دور
آره هست یکم زود که بگذاری تنهام
بری سالی یک دفعه بکنی یک یادی از ما
از دوری تو تبم رفت روی هشت صد و چهل
فقط میخوام نشون بدم اشکم رو بهت
چرا ناز می کنی واسه من پشت سر هم
آخرین بار میگم برگرد نقطه سر خط
من امشب دارم واسه تو می خونم
توی این غربت و غم نگذار تنها بمونم
می ترسم از غم دوریت می ترسم
بیا پیشم عزیزم بگذار دستهات رو تو دستم
بیا که من فقط تو رو می خوام
تو با من راه بیای منم با تو راه میام
من تو رو دوستت دارمbabyخوشکلم
آره توی توی راه حل مشکلم
بیا نگو دیگه دیره تو مست من شی
میگی دیوونتم هنوز؟ ها بله پس چی!
میگم بیا پیشم بهم نشون میدی یک آناناس
می خوای بگیرم با این حال واست بنز و باراباس
من امشب دارم واسه تو می خونم
توی این غربت و غم نگذار تنها بمونم
می ترسم از غم دوریت می ترسم
بیا پیشم عزیزم بگذار دستهات رو تو دستم
من رو صدا کن باز هم به من نگاه کن تا من
تریپ خوشی و خوبی بگذار خوب با من
بیا منطقی باز هم بکن همدلی با من
گوش کن به حرفهام شاید منطقی باشن
میگی یادت نمیاد دیگه اسم من رو تو
خیلی صبوری در میاری تو هرس من رو خوب
همه ادا و ادفار تو نمک ای جون
من رو می کشی آخر کلک شیطون
بیا که من فقط تو رو می خوام
تو با من راه بیای منم با تو راه میام
من تو رو دوستت دارم بیبی خوشکلم
آره توی توی راه حل مشکلم
من امشب دارم واسه تو می خونم
توی این غربت و غم نگذار تنها بمونم
می ترسم از غم دوریت می ترسم
بیا پیشم عزیزم بگذار دستهات رو تو دستم
واسه چی با جدایی بکشم بی دلیل هی عذاب
کلمه ای مثل نفرت دیگه بی معنی برام
میگم بجز عشق چیزی نبوده بین من و تو
چرا همیشه باید ببینیم عیب هم رو خوب؟
تو بهترینی برام عاشق ترینی نگذار
بی تو بسوزم و بشم یک خاکستری بینوا
شاید نفهمیدی هنوز تو قصدم رو زیاد
بیا جلوتر بگیر دستم رو بیا
من امشب دارم واسه تو می خونم
توی این غربت و غم نگذار تنها بمونم
می ترسم از غم دوریت می ترسم
بیا پیشم عزیزم بگذار دستهات رو تو دستم
من امشب دارم واسه تو می خونم
توی این غربت و غم نگذار تنها بمونم
می ترسم از غم دوریت می ترسم
بیا پیشم عزیزم بگذار دستهات رو تو دستم
امیدوارم خوشتون اومده باشه
